تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

538

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

صاحب ملل و نحل از ثاليس ملطى نقل نموده كه او گفته است : مبدأ اول ، عنصرى را كه در آن صور تمام موجودات و معدومات بوده ابداع فرموده و سپس صورت هر موجودى در عالم بر مثالى كه در عنصر اول بوده ، از آن منبعث گشته است . « 1 » به اين مذهب در علم واجب اشاره شد و شايد مراد وى از آب مانند آيهء شريفهء « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 2 » وجود منبسط ، كه در اصطلاح عرفا از آن به نفس رحمانى تعبير شده است باشد و تأويل نار ، عالم عقل و هوا ، عالم نفس و ارض ، عالم مثال و عالم طبيعت باشد . بعضى ارض را اصل دانسته و معتقدند كه ساير اجسام به واسطهء تلطيف از آن حاصل شده است . « 3 » و بعضى گمان نموده‌اند كه اصل هوا بوده و از لطافت آن نار و از كثافت آن ماء و ارض پيدا شده است . « 4 » گمان بعضى نيز اين است كه اصل ، نار بوده و سه عنصر ديگر به واسطهء تكاثف از آن به وجود آمده و سماء نيز از دخان حاصل شده است . « 5 » نظريهء دوگانه‌پرستان ثنوى دربارهء آن ذات قديم ، به نور و ظلمت قائل شده است . « 6 » و ممكن است مراد ايشان - چنان كه محقق خفرى « 7 » گفته است - از نور ، وجود و از ظلمت ،

--> ( 1 ) - ملل و نحل ، ج 2 ، ص 67 . ( 2 ) - انبياء ( 21 ) : 30 . ( 3 ) - نقد المحصل ، ص 190 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 221 . ( 4 ) - نقد المحصل ، ص 190 ؛ ملل و نحل ، ج 2 ، ص 72 . ( 5 ) - نقد المحصل ، ص 190 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 221 . ( 6 ) - نقد المحصل ، ص 191 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 221 ؛ ملل و نحل ، ج 1 ، ص 224 - 233 . ( 7 ) - شمس الدين محمد بن احمد خفرى ، يكى از حكما و فلاسفهء زمان شاه اسماعيل صفوى است . وى نزد صدر الدين محمد دشتكى شيرازى علوم معقول و - ظاهراً - نزد محقق كركى علم منقول را فراگرفت و در مواقع مسافرت محقق كركى ، به جاى وى به پاسخ سؤالات مردم مىپرداخت و محقق به دو كمال وثوق و اطمينان را داشت . از تأليفات اوست : اثبات الواجب ، اثبات الهيولى ، تفسير آية الكرسى ، حلّ ما لا ينحل ، رساله‌اى در رمل ، حاشيه بر شرح تجريد ، شرح حكمة العين و منتهى الادراك در هيئت . وى در سال 957 ق . درگذشت .